عبد الحسين نوايى

90

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

با اين حال تركان ، به علت وجود قرارداد تقسيم ، روسها را از ماهيت پيشنهاد طهماسب و موضوع مذاكرات آگاه كردند و حتى پيشنهاد نمودند كه روسها نيز نماينده‌اى براى مذاكرات با مصطفى افندى و طهماسب بفرستند . در سال 1141 / 1728 طهماسب سفيرى به نام ولى محمد خان شاملو به نزد سلطان عثمانى گسيل داشت . ولى تركان مانع از رفتن اين سفير شدند . استانيان سفير انگليس در دربار عثمانى ، درين باره نوشته است كه تركان در كار اين سفير اشكال‌تراشى مىكنند تا ببينند كار طهماسب به كجا مىكشد . دو ماه بعد ، همين سفير انگلستان ، در يادداشتهاى خود مىنويسد كه دولت عثمانى نمايندگانى براى مذاكره با اين سفير به تبريز فرستاده ، ولى به آنها دستور داده كه تعهد صريحى نكنند و تا زمانى كه وضع متغير و متحول ايران سر و صورتى نپذيرفته ، قول صريحى مخالف با مفاد عهدنامهء اشرف و سلطان احمد عثمانى ندهند . بدين ترتيب ، دولت عثمانى به دفع الوقت مىگذرانيد تا از مآل كار اشرف و طهماسب اطلاع دقيق و قطعى حاصل كند . در سال 1729 / 1142 ، كه اشرف دچار شكستهاى متوالى شده بود ، شاه طهماسب ثانى سفيرى به استانبول فرستاد . ولى دولت عثمانى كه از سرنوشت اشرف اطلاع دقيقى نداشت ، از سفير شاه طهماسب چندان به شكوه پذيرائى نكرد ، تا مبادا اشرف آزرده شود . اما همين كه خبر در هم شكسته شدن اشرف رسيد ، مراتب احترام تركان نسبت به سفير نيز فزونى گرفت . پس از تصرف اصفهان ، طهماسب ديگر خود را نيازمند دربار عثمانى نمىدانست . در اين موقع بود كه تركان به ساختن يك مدعى براى تخت و تاج ايران پرداختند . بدين معنى كه محمد على نام رفسنجانى را به نام صفى ميرزا وارد قسطنطنيه كردند و هر چند كه سفير ايران هويت او را به عنوان يك شاهزادهء صفوى تكذيب كرد ، ولى تركان او را همچنان به عنوان « صفى ميرزاى ثانى » برادر بزرگ طهماسب با اعزار و احترام در خاك عثمانى نگذاشتند و حتى در جنگ با نادر نيز ازو استفاده كردند . چه خوب حدس زده است استانيان كه مىنويسد : « باب عالى براى تسويهء اختلافات خود با هر كس كه شاه ايران شود ، ازين شخص ( محمد على رفسنجانى )